محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

487

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

جلدك : تو را بردبار مىسازد . تورطت : گرفتار گشته و راهى براى رهايى نمىيابى . الكرى : چرت . برخى نيز آن را به معناى خواب دانسته‌اند كه نادرست است . الكنف : سايه و كناره . ساختار ادبى ادحض : خبر براى مبتداى محذوف و در اصل چنين بوده است : « هو ( الانسان ) ادحض » . حجة ، معذرة ، جهالة : تميز هستند . ما جرأك : « ما » براى استفهام انكارى و مبتدا و محلا مرفوع است . جمله بعد از آن نيز خبرش است . فلربما : لام زايد و « ما » كافة است . رحمة : مفعول له براى « تبكى » است . مطرف : ظرف و منصوب است . مهلت‌هاى فراموش‌نشدنى خداوند امام عليه السّلام اين آيه را تلاوت مىكند : يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ « 1 » سپس مىفرمايد : ( أدحض مسئول حجّة و أقطع مغترّ معذرة لقد أبرح جهالة بنفسه ) به راستى چه عذر و بهانه‌اى براى كسى است كه گستاخانه در بارگاه خداوند معصيت مىكند ؟ برخى به آيه پيش گفته استناد كرده‌اند و گفته‌اند كه خداوند

--> ( 1 ) . « اى انسان ، چه چيز تو را در برابر پروردگار كريمت مغرور ساخته است . » انفطار / 82 : 6 .